تبليغاتX
صندلی دسته دار دونفره - دنیای پفکی من
چیزی نیست جز دردی کوچک در ابتدای قفسه سینه

امشب که اینو می نویسم بعد از چند روز بی خوابی خواب ندارم ...


داستان من شبیه دیوان حافظ گاهی باز می شه و گاه بسته


گاهی دل خسته یکی انگشت می کشه رو سرمو منو می چسبونه به سینشو از میون این


 همه داغ دل یکیشو می خونه و گاهی سرش رو به عقب و جلو و


گاهی تنشو به چپ و راست می کشه


جایی نرو دارم امشب حرف زیاده


کاشکی تو دنیایی که من اسمشو گذاشتم دنیای پفکی


 چون در واقع همه چیز یک توهم از حرکت فوق سریع الکترون به دور هسته است


 درست مثل چرخ دادن سریع طناب و توهم یک دایره


دنیا هم با چرخش سریع الکترون در واقع توهمه !


چوب فلز سنگ آب انسان


همه یک توهم یا یک خطای دیده چرا که اربیتال ها وجود خارجی ندارن


کاشکی می شد تو دنیای پفکی تو اون میمونک چی توز بودم که بدون تو انگار نیست


تو - پفک - بدون من می شه باشی اما من ...

 

اگر نباشی اگر توی من تموم بشی جام فقط تو آشغالاست

 

+ نوشته شده در  86/08/30ساعت 4 AM  توسط مهدی  |